الغزالي

مقدمه 20

كيمياى سعادت ( فارسى )

و دو كتاب احياء و كيميا منحصر مىكنيم تا سخن دراز و ملال‌انگيز نشود ، زيرا اين دو كتاب ارزنده‌ترين كتابهاى غزالى است كه به هنگام مردم گريزى ، با انديشه و ايمانى نو به نگارش آنها پرداخته است و حاصل دوران پختگى اوست . وى همچون ناصر خسرو و سنائى در مرز چهل سالگى به خود آمد و دريافت كه در زندگى بيراهه مىرود ، و از « جاه و مال و جدل » پرده‌هايى برابر چشم دلش آويخته است . بنا به گفتهء خودش « شش ماه دچار كشمكش درونى و ترديد شد تا ميان هوسهاى فريبندهء دنيايى ، و مژده‌هاى اميدبخش آخرتى ، يكى را برگزيند » « 1 » . تولد ديگر - غزالى سرانجام با راهنمايى خرد و بصيرت درون نگر خويش در راهى خوش‌فرجام گام نهاد و از گذشتهء پرجنجال و بىثمر خود جدا ماند ، از همه چيز دل بركند و به جهان « گمنامى و آزادگى و درويشى و خموشى » پناه برد . در آنجا با جان و دلى بيگانه با هوسها آشنا شد ، جان و دلى كه كيمياى سعادت تا حدى نمايشگر آن است ، و مىتواند از تأثير غزالى در زندگى عقلى و روحى در اسلام پرده برگيرد . آرى ، پس از آن انقلاب روحى كه در ماه رجب سال 488 هجرى دامنگير اين متفكر مصلح شد ، آن غزالى كه تا مرز چهل سالگى شيفته و دلباختهء « جاه و مال و جدل » بود ، نابود شد ، و از جان در آتش ندامت سوخته‌اش غزالى ديگرى تولد يافت كه مردنى نيست . زيرا با آنكه تا اين روزگار بيش از نهصد سال از دومين تولدش مىگذرد هنوز نامش در خاور و باختر بر سر زبانهاست و دانشوران آشنا با علوم انسانى در بيشتر آثارش - بخصوص احياء و كيميا - با شگفتى و تحسين مىنگرند . بنابراين بجاست اگر گفته شود : غزّالى پس از تولد ديگر دست به كار سازندگى شد ، و در خلوت و گمنامى به تدوين و نگارش بخشى از مهم‌ترين آثار خويش پرداخت ، آثارى همچون احياء و كيميا كه مسير زندگى عقلى و روحى مسلمانان را عوض كرد ، و در تاريخ نتيجه‌اى بىسابقه ببار آورد [ 1 ] . جوياى يقين - اين انقلاب درونى حدّ فاصلى است در زندگى معنوى

--> [ 1 ] اين بحث گلچينى است از مقدمه‌اى كه خود بر « ترجمهء احياء » ، جلد اول از ربع مهلكات نوشته‌ام . ( 1 ) « المنقذ من الضلال » ، تصحيح دكتر عبد الحليم محمود ، ص 126 .